تبليغاتX
مهر و ماه
 
دین ، فرهنگ ، خانواده
 
»منجی در ادیان 2
»فلسفه حجاب
»درآمدى بر مبانى كلى فقهى حجاب و مسئوليت دولت اسلامى
»چهل حدیث از پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم
»چگونگي ها در جذب نسل جوان به نماز و گسترش اقامه ي آن
»فاطمه(س) معني نماز عشق
»نسخ در قرآن
»منجی در ادیان 1
»نقش حضرت مسيح در انقلاب جهاني مهدي موعود
»گردشگري و محدوديتهاي زنان از دیدگاه اسلام
»هان! دلها با یاد خدا آرام می گیرد
»مفهوم واژه ی دین
»صديقه طاهره در نگاه ائمه معصومین
»زندگينامه حضرت فاطمه زهرا
»سازگاری قوانین ثابت اسلام با دنیای متغیر
»مقدمه اي بر اسكولاستيسيسم ، فلسفه ي قرون وسطي
»نقدي بر معناي متن ِحامد ابوزيد
»جلوه‌هاي ادبي در قرآن
»قرآن و برخورد با انديشه‌ها
»داستانهاي قرآني
        | 
 

آیا «حضرت مریم » خواهر « هارون » است؟

حضرت مریم(س) خواهر هارون معروف - که برادر حضرت موسی بود - نیست زیرا وی برادر نداشت و میان حضرت مریم و هارون ده ها سال فاصله است . البته در قرآن آمده که بنی اسراییل حضرت مریم را با عنوان « یا اخت هارون » خطاب کردند .
اینکه آنها به مریم گفتند:" اى خواهر هارون" موجب تفسیرهاى مختلفى در میان مفسران شده است، اما آنچه صحیحتر به نظر مى‏رسد این است که هارون مرد پاک و صالحى بود، آن چنان که در میان بنى اسرائیل ضرب المثل شده بود، هر کس را مى‏خواستند به پاکى معرفى کنند مى‏گفتند: او برادر یا خواهر هارون است- مرحوم طبرسى در مجمع البیان این معنى را در حدیث کوتاهى از پیامبر ص نقل کرده است «1».
در حدیث دیگرى که در کتاب" سعد السعود" آمده چنین مى‏خوانیم:
پیامبر ص" مغیره" را به نجران (براى دعوت مسیحیان به اسلام) فرستاد، جمعى از مسیحیان به عنوان (خرده‏گیرى بر قرآن) گفتند مگر شما در کتاب خود نمى‏خوانید" یا أُخْتَ هارُونَ" در حالى که مى‏دانیم اگر منظور هارون برادر موسى است میان مریم و هارون فاصله زیادى بود؟
مغیره چون نتوانست پاسخى بدهد مطلب را از پیامبر ص سؤال کرد، پیامبر ص فرمود: چرا در پاسخ آنها نگفتى که در میان بنى اسرائیل معمول بوده که افراد نیک را به پیامبران و صالحان نسبت مى‏دادند 1
بعضی گفته اند:
مریم را خواهر هارون خطاب کردند. در واقع مریم خواهر هارون نبود، بلکه از خاندانى شریف و پاکیزه بود که هارون برادر موسى (ع) در رأس آن جاى داشت یعنى مریم از خاندان هارون بود و چون هارون به تقوى و پرهیزگارى معروف بود مریم را «اى خواهر هارون» خطاب کردند. در میان عربها رسم است که چون مردى را بخواهند به خاندانى نسبت دهند مى‏گویند «یا اخا فلان». اى برادر فلان.
قوم او گفتند که ما پدرت را مى‏شناسیم مردى عارى از محاسن اخلاق نبود و مادرت هم بد کاره نبود. پس این کودک از کجا آورده‏اى؟
از این آیه مى‏توان به مسئله وراثت و تأثیر آن در نسل آگاه شد. یعنى در خانواده‏اى که مزایاى اخلاقى خانواده تو را داشته باشد چنین کارهاى زشت عجیب است.2
در تفسیر دیگری گوید :
اینکه چرا به مریم خواهر هارون گفته‏اند، در مجمع البیان چهار قول نقل کرده است:
اول: هارون مرد نیکوکارى در بنى اسرائیل بود، اشخاص نیکوکار را به او نسبت مى‏دادند.
دوم: هارون برادر پدرى مریم بود و به حسن سلوک معروف بود،
سوم: منظور هارون برادر موسى علیه السّلام است که مریم از اولاد او بوده است،
چهارم: هارون در آن روزگار ، مردی بدکار مشهور به زنا و فساد بود که
مریم را به او نسبت داده و گفته‏اند:« اى شبیه هارون ».
پاورقیها :
1- تفسیر نمونه، ج‏13، ص: 51
2- تفسیر هدایت، ج‏7، ص: 35
3- تفسیر أحسن الحدیث، ج‏6،

        | 

 

               ابعاد عرفانى اسلام از ديدگاه آنه مارى شيمل

خانم پروفسور آنه مارى شيمل از مستشرقان و اسلام شناسان مشهور است . ايشان در سال 1922 ميلادى متولد شده اند . پروفسور شيمل از آغاز جوانى علاقه فراوانى به مطالعه در آثار شرقى و اسلامى داشتند .
نبوغ ايشان در اوان نوزده سالگى آشكار گرديد . ايشان در رشته مطالعات اسلامى يا اسلام شناسى از دانشگاه برلين دكترا دريافت نمودند. پس از جنگ جهانى به دانشگاه مابورگ رفته و در رشته مطالعات اسلامى با درجه استاديارى به تدريس و پژوهش پرداختند. از سال 1945 تا 1959 در دانشگاه آنكارا به عنوان استاد تاريخ اديان به تدريس و پژوهش اشتغال يافتند . در پى اين اشتغالات به آلمان بازگشته و در دانشگاه بن به تدريس پرداختند . همچنين از سال 1967 ميلادى در دانشگاه هاروارد در آمريكا به تدريس و تعليم ادامه داده و در سال 1970 بعنوان استاد درس فرهنگ اسلامى در هند شناخته شدند . در گذر سالهاى اخير به دانشگاههاى سند و قائد اعظم در اسلام آباد پاكستان راه يافتند.
دانشمندان ايران شناس و اسلام شناس پاكستان از او استقبال كردند . پروفسور شيمل توانست از راه شركت در مجامع فرهنگى و همايش بزرگداشت شخصيتها و رجال عارف هند موقعيتى ممتاز بدست آورد . او در بزرگداشت بزرگانى همچون شيخ بهاء الدين زكرياى موالتني، خواجه فريد الدين گنج شكر و از همه مهمتر در بزرگداشت علامه اقبال به كرات شركت جسته و مقاله هاى جالبى ايراد نموده اند . خانم شيمل در هر دوره اى به مطالعهاى خاص پرداخته و معلومات خود را محدود به تخصص در بعد خاصى نكرده اند از اين رو از هنر خطاطى گرفته تا مطالعات مربوط به تصوف و عرفان و تحقيق درباره شاعران عارف هند توجه او را به خود جلب نمود.
علاقه خانم شيمل بيشتر مربوط به ترجمه اشعار عربي، فارسي، تركى و اُردو به زبان آلمانى مى شود . وى به سبب پشتكار در امر ترجمه در سال 1965 ميلادى توانست مدال روكرت را بدست آورد كتاب شكوه شمس Triumphal Sun از تحقيقات ارزنده اوست كه درباره آثار جلال الدين مولوى بحث كرده است. اين كتاب با همين عنوان (شكوه شمس) به فارسى ترجمه شده است.

انسان كامل و كمال وي

در اسلام و بخصوص در عرفان مقام و موقعيت انسان موضوع بحث و مجادلات فراوانى در بين صاحب نظران غربى بوده است بعضى از ايشان بر اين اعتقاد بوده اند كه انسان به عنوان عبد و بنده خدا در پيشگاه خداوند متعال هيچ شأن و منزلت مهمى ندارد. وى در تقابل، تقريبا از ميان محو گرديده است شخصيتش را از دست داده و چيزى جز ابزار سرنوشت و تقدير ازلى خداوند نيست. مطابق نظر اينان مفهوم اومانيسم (انسان مداري) كه فرهنگ غربى بدان اينهمه فخر و مباهات مى ورزد اساسا با تفكر اسلامى بيگانه است. بعضى ديگر از اين صاحب نظران در تحولات بعدى نظريه عرفا، خطرى ذاتى را احساس كرده اند كه ممكن است به نوعى سوبژكتيويسم (درون گرائى يا ذهن گرائي) مطلق بيانجامد زيرا شخصيت انسانى به اصطلاح آنقدر بزرگ و متورم مى شود كه به عنوان جرم يا عالم صغير آئينه تمام نماى خداوندى قلمداد مى گردد. در نظر بعضى از شرق شناسان نظريه انسان كامل براى انسان شناسى اسلامى بينهايت خطرناك بود. درست به همان اندازه نقش ساختگى خفت بار انسان به عنوان بنده خدا.
ذكر روايتى از انسان شناسى عرفانى در اسلام در حقيقت كار چندان آسانى هم نيست زيرا كه به اندازه خود اسلام چند پهلو و متنوع است ؛ اختلافات بين اولين و آخرين جريانات عرفانى قابل توجه و ملاحظه است. بنابراين، تنها مى توان وجوهى از مسئله را كه براى شناخت انسان در تصوف حائز اهميت است مورد بررسى قرار داد، بدون آنكه حتى خواسته باشيم خطوط كلى مطلب را تصور نماييم. مطابق بيان قرآن، انسان به دست خداوند خلق شده است ( سوره 38/75)، فكرى كه در روايات نيز بيان شده است . خداوند گل آدم را براى مدت چهل روز سرشت و سپس از روح خود در او دميد ( قرآن 15/29،38/72).آن گونه كه بقلى اين حديث را تفسير مى كند اين بدان معناست كه بعد از خلق روح، صورت آدم را بيافريد و سپس چهل هزار سال بدو تجلى كرد (بقلى، شرح شطحيات، 545). بقلى چنين ادامه مى دهد كه : صورت آدم مرآت هر دو جهان است. هر چه در اين دو ملكوت بنهادند، در صورت آدم پيدا كرد. و سنريهم آياتنا فى الافاق و فى انفسهم (قرآن 41/53، بقلى، شرح شطحيات،437).
در اين افسانه خلقت براى انسان جايگاهى بسيار بالا در نظر گرفته شده است: زيرا از هر جهت، نمونه كامل خلق الهى است كه با نفس الهى زندگى كرده، بنابراين آئينه تمام نماى اوصاف خداوندى است. در روايات آمده كه خداوند انسان را بر صورت خويش (علب صورته) آفريد. از اين دو ديدگاه، آدم نخستين الگو و نمونه انسان كامل است؛ موجودى است كه با لفظ خاص الهى تعليم يافته است: قرآن مى گويد: علم آدم الاسماء كلها( و همه نامها را به آدم آموخت) (قرآن 2/31). دانستن نام چيزى به معناى حكومت بر آن چيز است، و يا استفاده از آن براى خويش: حضرت آدم به علت دانستن اسماء الهي، بر همه مخلوقات شرافت پيدا كرد. با اين وجود، عبارت نسبتا ساده قرآن بعضا طورى تبيين مى شد كه گوئى متضمن اين معنا بود كه خداوند به حضرت آدم معرفت اسماء الهى را آنگونه كه در خلقت مطرح بود، آموخته است تا وى بتواند آنها را در ادعيه خويش استفاده كند. بدين ترتيب، آدم، علم الاسماءبيگ (به زبان تركى به معنى سرور و آقا) شد، اصطلاحى كه مولوى با تركيب زيبائى از تركى و عربى به كار مى برد(مثنوي،1/12334)، كه به معناى فرد شاهزاده و يا اميرى است كه خداوند اسماء الله را به وى تعليم داده است . خداوند آدم را خليفه خويش در زمين ساخت. ملائكه را امر فرمود كه در مقابل وى سجده كنند يعنى اينكه انسان از فرشتگان برتر است (مطابقت كنيد با هجويري، كشف المجبوب، 239) ملائكهاى كه از اسماءالهى بى خبر بودند و كارى جز تسبيح و تقديس كامل ذات الهى نداشتند، در حالى كه انسان از حق انتخاب بين اطاعت و عصيان برخوردار بود، با اينكه مى توانيم بگوئيم بدين انتخاب مبتلا و اسير بود هر چند كه اين انتخاب مى توانست به دليل وجود سرنوشت مقدر هر فرد محدود باشد. مطابق گفته قرآن، انسان امانتى را پذيرفت كه آسمانها و زمين از حمل آن امتناع ورزيدند (قرآن،33/72)ـ امانتى كه به صور گوناگون تفسير شده است: به عنوان بار مسئوليت، اختيار، عشق، و يا قدرت انفراد با اين حال، عرفا غالبا در آرزوى خانه حقيقى خويش بوده اند، در ايام و مكانى كه در مقام متعالى ازلى خويش منزل داشتند:

ما به فلك بوده ايم، يار ملك بودهايم باز همانجا رويم، جمله كه آن شهر ماست
(ديوان شمس،463)

اين يادآور خاطره روزهاى بهشتى همواره در اين وادى جدايى و سرگشتگى با آنها بوده است و آنان را از تبعيدگه دنيا به سراى عقبى رهنمون مى شود. خلقت، در انسان، به نقطه نهائى خود مى رسد...
بعدها در احاديث اسلامى اين سخن به خدا نسبت داده شد كه: " كنت كنزا مخفيا..." من گنجى بودم كه دوست داشتم تا شناخته شود، از اين روى جهان را خلق كردم. خداوند در تنهائى ازلى خويش، ميل به شناخته شدن پيدا مى كند و از اين روي، انسان را كه متعالى ترين جلوه وجودى اوست خلق مى كند. طبق يك حديث قدسي، انسان، عالم صغير(جرم صغير) است و به خاطر خداوند متعال(عالم كبير) خلق شده است، خدائى كه پس از خلق آدم، هر چيز ديگر را به خاطر وى خلق نمود.
در حقيقت قرآن جايگاه بسيار بالائى را به انسان اختصاص داده است ـ بدون اينكه وارد تفصيل و جزئيات شود ـ هر چند كه عرفا مفصلا راجع به جنبه هاى مختلف انسان بحث كرده اند . همه فعاليتها و اقدامات مربوط به قدرت الهى در خلقت انسان متجلى است . همانگونه كه ملاى رومي، در مثنوى كنايه آميز، مى گويد: " آدم اصطرلاب اوصاف علو ست" ( مثنوى 6/3138 تا 43 ).
عرفا كنايات و مضامين متعددى را در قرآن پيدا كرده اند كه به اين مرتبه منيع انسان اشاره مى كند . يكى از آيات مورد علاقه ايشان در اين زمينه آيه مشهور" سنريهم آياتنا فى الافاق و فى انفسهم حتى يتبين لهم انه الحق" بزودى آيات قدرت و حكمت خود را در آفاق جهان و نفوس بندگان كاملا هويدا و روشن مى كنيم تا ظاهر و آشكار شود كه ـ خدا و قيامت و رسالتش ـ همه بر حق اند ( قرآن سوره فصلت، 41/53). آيه اى كه به تفسير عرفا به معناى فرمان الهى بندگان است، تا براى پيدا كردن سرچشمه حق و حقيقت، در نهايت، محبوب و معشوق ازلى كه از رگِ گردن نيز به آنها نزديكتر است (سوره ، 50/16) به درون خويش روى كنند.
حديث " من عرف نفسه فقد عرف ربه" يعنى كسى كه خود را شناخت، خداى خود را هم مى شناسد، بايد از دل اين احساس سر بر آورده باشد...
نظريه پردازان عرفانى بشدت بر اين حديث تكيه كرده اند: شناخت عميقترين و نهانترين وجه قلب آدمى به معناى كشف نقطه اى است كه در آنجا خداوند يافت (وجدان) مى شود؛ نقطه ملاقات انسان با خدا. اين حديث به صور گوناگون تفسير شده است. شايد يكى از ظريفترين تمثيلات آن، حكايتى است كه ملاى رومى از اياز، غلام سلطان محمود غزنوى ياد مى كند كه وى هر روز صبح به كفش و پوستين پاره و قديمى خويش نگاه مى كرد كه سالها، قبل از آنكه در خدمت سلطان محمود در آيد، بر پا و تن مى كرد. وى لازم مى ديد تا همواره وضع روزگار پست قبلى خويش را به خاطر آورد تا بداند كه اين همه لطف و انعام از جانب خداست.( مثنوي، 5/2113)
مى گويد:
گفت مى دانم عطاى تست اين ورنه من آن چارقم و آن پوستين

بنابراين، ملاى رومى چنين نيتجهگيرى مى كند كه، انسان بايد همواره به خاطر داشته باشد كه تا چه اندازه ضعيف خلق شده است، تا بر هيچ بودن خود در مقابل خداوند واقف گردد و نيك دريابد كه ذات حق تعالي، از سر لطف و مرحمت ، وى را همه چيز بخشيده است . و ليكن اكثر عرفا اين حديث را به صورت تبلور تجربه اساسى طريقت و به مثابه سفرى به داخل وجود خويشتن، و يا دورنى يا داخلى نمودن تجربه عرفاني، سفرى به داخل قلب، تفسير مى كنند (هانرى كربن، اهل بصيرت در عرفان ايران زمين، 93).
عطار در مصيبت نامه اين مطلب را بخوبى توصيف كرده است، بدين ترتيب كه قهرمان داستان، بالمآل آرامش و صفاى خويش را در اقيانوس روح به دست مى آورد. اين مطلب كه خداوند در دل عاشق(محب) جاى دارد در حديث ديگرى بسيار مورد علاقه عارفان نيز آمده است: آسمانها و زمين گنجايش مرا ندارند، اما در قلب بنده مؤمن خود جاى مى گيرم. قلب جايگاه خداوند است و يا به اعتبار ديگر، آئينهاى است كه خداوند خود را در آن متجلى ميسازد. اما براى اينكه اين آئينه بتواند نور ازلى و ابدى خداوند را جلوه گر سازد، لازم است كه با زهد و رياضت دائمى و اطاعت هميشگى از روى ميل و رغبت، همه كدورتها و گرد و غبار را از آن بزدائيم. تشبيه ديگرى كه غالبا براى نشان دادن اين كه انسان چگونه بايد خود را براى اين حال وجد و دريافت آماده سازد، استفاده مى شود شكستن خود است. در حديث قدسى آمده كه: من در كنار آنهائى هستم كه قلبشان به خاطر من شكسته است. عنوان شكستن و شكسته شدن به منظور تجديد ساختار مطلبى است كه با اعمال زاهدانه و رياضت منشانهاى كه اهل تصوف به عنوان يك مرحله مقدماتى و آمادگى انجام مى دهند موافقت كامل دارد. اين عبارت جنيد كه مى گويد: خداوند با نيستى بيشتر تصديق مى شود تا با هستى ( ما سينيون، عشق حسين بن منصور حلاج عارف شهيد، 1/45) ماسينيون را بر آن داشت تا به اين نتيجه گيرى برسد كه تمايل كلى در كلام اسلامى تائيد و تصديق خداوند بيشتر از طريق خراب كردن و نابودى خود است تا از طريق ساختن (هام،2:631)..
در حديث قدسى آمده كه: م در كنار آنهائى هستم كه قلبشان به خاطر من شكسته است. نفس بايد بشكند، جسم و كالبد مادى هم بايشد بشكند، و قلب نيز به همين منوال و هر چيزى تعلق خاطر كه در آن است نيز بايد نيست و نابود شود تا اينكه خداوند بتواند در آن جايگاه براى خود منزل جديدى بنا كند، زيرا خرابهها جايگاه گنيجينهها ست و اين گنجينهها هم جز با خراب كردن پى و بنا به دست نمى آيد (مطلبى كه در داستان حضرت خضر نبي(ع) در سوره كهف نيز مى خوانيم).

هر كجا ويران بود آنجا اميد گنج هست گنج حق را مى نجوئى در دل ويران چرا
(ديوان شمس)

عطار غالبا از شكستن به عنوان وسيله اى جهت آرامش و وحدت ( اتصاف و اتحاد عرفاني) سخن مى گويد، خواه اين شكتسن مربوط به يك سنگ آسيا باشد، تا ديگر مجبور نباشد كه همواره در يك سرگردانى بى پايان به دور خويش بچرخد!
شيخ گفت: اى سنگ از آن اينجا شكست تا ز سرگردانى بسيار رست
(عطار مصيبت نامه،141)
يا خيمه شب باز داستان اشتر نامه كه تمام شكلكهاى خود راشكسته و در صندوق وحدت (يكرنگى و اتحاد) قرار مى دهد (عطار،اشتر نامه،137)...
فرد عارف ممكن است چهره دوست را در قلبى كه از همه چيز خالى شده بيابد، ممكن است در خرابه هاى دل به آن گنج مخفى دست يابد و در تجربهاى شادمانه كشف كند آنچه را كه هرگز پيدا نكرده بوده است، آن را در انسان بيابد! (ديوان يونس امره، 79). سخنانى كه تعدادى از عرفاى پر شور پس از رسيدن به اين مقام بر زبان آورده اند، غالبا راه را بر احساس بيكرانى از اين وحدت فراگير گشوده است، وحدتى كه، در كنار نظريات ابن عربي، مى تواند بسهولت به حالى رهنمون شود كه در آن، مرز بين انسان و خدا به فراموشى سپرده مى شود. هر چند كه رب، رب باقى مى ماند و عبد هم عبد، اين ديدگاهى است كه عموما توسط عارفان معتدل پذيرفته مى شود . روان شناسى عرفان نيز، مثل هر چيز ديگرى كه در صوفيگرى مطرح است، بر مفاهيم قرآنى استوار است، افكار و مفاهيم مربوط به نفس، قلب قرار دارد و پس از آن نيز روح. اين تقسيم بندى سه گانه مبناى سيستمهاى پيچيده تر بعدى را تشكيل مى دهد؛ نخستين منبعى كه آنرا در منابع اسلامى ميبينيم مربوط به تفسير امام جعفر صادق(ع) بر قرآن است.
ايشان معتقد است كه نفس ويژه ظالم و قلب از آنِ مقتصد (ميانه رو) و روح متعلق به فرد سابق است كه به معنى پيشقراول و يا برنده مسابقه رسيدن به خداوند است؛ فرد ظالم، خداوند را به خاطر نفس خويش دوست دارد؛ فرد مقتصد، خدا را به خاطر خود خدا دوست دارد؛ و فرد سابق اراده خود را هم در اراده الهى محو و فانى مى خواهد.
بايزيد بسطامي، حكيم ترمذي، و جنيد هر سه از اين تقسيم بندى سه گانه تبعيت كرده اند، وليكن ابو سعيد خراز در بين نفس و قلب طبع يا فعاليتهاى طبيعى وجود انسان را اضافه مى نمايد. در حدود همان ايام در تاريخ تصوف، عبد الحسين نورى در انسان چهار جنبه مختلف مى ديد كه به طريق هوشمندانهاى از قرآن استخراج كرده بود:
ـ صدر(سينه) كه به اسلام مربوط بود (قرآن،39/23)
ـ قلب(دل)جايگاه اسلام بود (قرآن،49/7، 16/106)
ـ فؤاد(دل) كه در ارتباط با معرفت بود ( قرآن 53/11) و بالاخره هم
ـ لُب (درونى ترين قلب آدمي) كه جايگاه توحيد بود ( قرآن، 3/190).
عرفا غالبا براى اين تقسيم بندي، سر را هم اضافه مى كنند كه داخلى ترين بخش قلب بوده و جايگاه شهود ربانى است.
امام جعفر صادق (ع)، در يك قياس جالب، عقل را نيز بعنوان حصار بين نفس و قلب معرفى نمود، حصارى كه آن هر دو نمى توانند از آن بالا روند( سوره 55/20).
بدين ترتيب غرايز پست قادر نخواهند بود كه صفاى قلب را بر هم زنند. هر يك از اين مراكز روحي، وظيفه و كاركرد خاص خود را دارد كه عمر مكي، بعضى از عقايد اوليه تصوف در اين مورد را، در افسانه زيبائى بيان كرده است: خداوند قلبها را هفت هزار سال قبل از اجسام مردمان آفريد آنها را در جايگاه قرب به خويش نگهدارى نمود، و ارواح را هفت هزار سال قبل از قلبها آفريده و در باغ انس نگهدارى نمود، و وجدان و هوشيارى را هفت هزار سال قبل از ارواح آفريده و در مقام وصل با خويش نگهدارى نمود.
سپس وجدان را در روح، و روح را در قلب، و قلب را در بدن حبس نمود. سپس آنها را آزمايش كرده و پيامبران خويش را اعزام نمود كه پس از آن هر يك از آنان به دنبال جايگاه و مقام خويش رفتند، بدن خود را با دعا و نيايش پر كرد، قلب سرگرم عشق و محبت الهى گرديد، و روح سر منزل قرب به خداوند را مقصود قرار داد، و بالاخره نهانترين بخش وجود آدمي(وجدان و هوشياري) نيز در اتحاد و اتصال با خدا سكون و آرامش پيدا كرد.(مارگاريت اسميت، قطعاتى از متصوفه اسلامي، چاپ لندن، 1950 م،قطعه شماره29). عرفاى دوران بعد، اين تعاليم نسبتا ساده را به صورت يك نظام و سيستم دقيق از مطابقتها بيان داشتهاند به نحوى كه در آن، هر تجربه روحى (معنوي) با بخش دريافت كننده مخصوص به خود اتصال پيدا ميكند .
بر همين منوال، حالت مختلف كشفى كه براى صوفيان حاصل مى شود نيز بر مبناى سطوح گوناگون وجدان (هوشياري) مرتبط با وقوع هر يك از آنها، و اينكه هر كدام به معرفت علمى يا شهودى ربوبى منجر مى شوند تقسيم شده اند.

( برگرفته از كتاب ابعاد عرفانى اسلام نوشته آ.م. شيمل)

        | 

              

               نشست غرب و نشانه هاى عرفان شرقى

مختصرى در مورد آقاى دميتريو جوردانى - متولد 2/2/1955 ـ در رم

سوابق مطالعاتى :

ـ طى دوره سه ساله زبان عربى در مؤسسه مطالعات خاورميانه و خاوردور ISMEO
ـ داراى ديپلم سطح دو دوره فشرده زبان عربى از دانشگاه تونس 
ـ طى دوره سطح سه مورد فوِ در دانشگاه تونس 
ـ فارغ التحصيل رشته ادبيات از دانشگاه رم ـ عنوان تز فارغ التحصيلى "طريقه اخباريه " (ارتباطات روحى تعاليم صوفى اندلسى ، محى الدين ابن عربى )
ـ طى دوره سه ساله زبان عربى در مدرسه عالى "اتحاد اسلامى در غرب " (رم )
ـ طى دوره يادگيرى زبان فارسى در رايزنى فرهنگى ج .ا.ايران در رم 
ـ ديپلم از مدرسه مطالعات عالى علوم اجتماعى پاريس 
ـ محقق در مركز مطالعات هند و آسياى جنوبى ـ عنوان تز پايان تحصيلى "مبدأ و معاد، دفترى بر يادداشت هاى شاه احمدمير هندى ، صوفى هندى "

سوابق تدريس :

ـ از سال 90ـ1989 تاكنون در مدرسه زبان هاى شرقى ( IS.IAO ) مؤسسه ايتاليايى براى افريقا و شرِ ق (رم ) مدرس زبان وفرهنگ جهان عربى ـ اسلامى و از سال 2001 استاد تاريخ كشورهاى اسلامى و زبان و ادبيات عرب در دانشگاه مودنا ورجّواميليا.
ـ داراى تأليفاتى (مقالاتى ) پيرامون صوفى گرى در مجلات علمى ـ تحقيقى .

اقبال گسترده بسيارى از جوانان غربى به مطالعه و پژوهش متون عرفان اسلامى به ويژه آموزه هاى ايرانى ، فراگيرى اصول آن ، آموزش اخلاقى و گذراندن دوره هاى سير و سلوك كه در بسيارى از موارد به مسلمان شدن آنان مى انجامداصلى ترين انتخاب براى گريز از بحران هويت در جوامع سرمايه دارى است .
"ديميتريو جوردانى " پژوهشگر 47 ساله ايتاليايى و استاد دانشگاه كه خود به عنوان يكى از رهروان اين راه بعد از مطالعه ميراث فرهنگى عارفان ايرانى به ويژه حكايات "شيخ عطاءالله اسكندرى " در سال 1989 به دين اسلام گرويد از تأثير عميق حكمت و ادبيات عرفان اسلامى ايرانى در جهان غرب سخن گفت .
او مى گويد : موج گرايش به سمت حكمت سنتى اسلام و عرفان ايرانى در ميان جوانان غربى گسترده وفراگير است .
وى همچنين اظهار داشت : وجود ترجمه بسيارى از آثار فلسفى و عرفانى حكماى ايرانى و عرب در جهان غرب به ويژه فرانسه ، انگليس ، ايتاليا و آمريكا نقطه ارتباط جوانان غربى با فرهنگ اسلامى و اتكاى آنان به مفاهيم پرمعناى عرفان اسلامى ايرانى است كه در نهايت به جذب اين جوانان در جامعه اسلامى مى انجامد.
وى "پوچ گرايى " فرهنگ غربى را علت اصلى اين گرايش معرفى كرده و مى گويد: گريز از بحران هويت فرهنگى واجتماعى حاكم بر جهان سرمايه سالار غرب ، عامل اصلى اين حركت به شمار مى رود.
وى مى افزايد: جوانان غربى هم اكنون شاهد هستند كه چگونه گسترش فرهنگ مصرف زدگى و دنياگرايى ، سبب حذف جنبه هاى معنوى زندگى بشرى مى شود.
اين جوانان كه امروزه زندگى خود را در حاكميت فراگير سينما، سكس ، مصرف بى پايان و تفريحات شبانه در حال نابودى مى بينند با انتخاب عرفان اسلامى ايرانى مبارزه اى سخت را عليه اين تهديدات آغاز كرده اند. وى در باره دلايل پاسخگونبودن تربيت غربى به نيازهاى معنوى جوانان گفت : جوامع سرمايه دارى فاقد هرگونه تربيت مذهبى و معنوى هستند وهمچنين در جامعه غرب هيچ گونه نشانه اى وجود ندارد كه آنان را به فرهنگ ماندگار معاد و زندگى بعد از مرگ هدايت كند.
به گفته ديميتريو جوردانى ، بسيارى از جوانان غربى براى رسيدن به پاسخ نيازهاى معنوى خود و رفع مشكلاتى مانندافسردگى و بيمارى هاى روحى ، نقص نظام تربيتى و گريز از بى قانونى اجتماعى در غرب ، جذب فرهنگ سنتى اسلام مى شوند.
آنان براى سيراب شدن از درياى معرفت اسلامى ، به آموزه هاى عرفانى روى مى آورند زيرا كلام ساده عارفان بارقه اى ازنور حقيقت و زندگى پس از مرگ را به آنان ارائه مى كند تا بتوانند با معنويت برگرفته از اين مفاهيم ، كلاف سردرگم فرهنگ روبه پايان جامعه خود را رها كنند.
وى درباره شاخه هاى عرفان اسلامى مورد توجه جوانان غربى مى گويد: آموزه هاى مصرى ، سورى و ايرانى از اقبال زيادى برخوردار است ولى رهروان اين راه بيشترين توجه و گرايش را به عرفان اسلامى ايرانى دارند كه به دليل ويژگى هاى ماندگار و پويايى موجود، بيشتر پاسخگوى نيازهاى معنوى آنان است .
وى درباره تجربه خود از تأثير عرفان اسلامى ايرانى بر ديدگاه هاى جوانان غربى مى گويد: نتيجه بيست سال مطالعات وپژوهش كاربردى صورت گرفته من در اين روند نشانگر موفقيت جوانانى است كه از فرهنگ پوچگراى غرب گريخته و به دامان كلام اساتيد روى آورده اند.
آنان با فراگيرى آموزش هاى برگرفته از مكتب اسلام سنتى و كتاب قرآن كريم ، انوار حقيقت را درك كرده و به ادامه راه معرفت معنوى پايبند مى شوند.
ديميتريو جوردانى در مورد تأثير ميراث عرفان اسلامى ايرانى بين جوانان غربى مى گويد: ادبيات حكمت آميز صوفيان وفرهنگ عارفانه سده هاى كهن ايران ، به علاقه مندان غربى كمك مى كند كه دريابند علاوه بر زندگى ماده ، هستى معنوى نيزوجود دارد كه بعد از اين فهم ارزشمند، مسؤوليت اجتماعى بزرگى را متقبل مى شوند. ديميتريو جوردانى درباره آثار ترجمه شده موجود عرفان اسلامى ايرانى در غرب و حركت در اين راه براى كسب معارف اسلامى از سوى جوانان غربى مى گويد:قبل از هر اثر، مجموعه ماندگار نظم و نثر شيخ اجل مصلح الدين سعدى شيرازى چراغ راه جويندگان عرفان ناب اسلامى ايرانى است .
همچنين سروده ها و نوشته هاى حكيمانى مانند "مولاى روم " ملقب به جلال الدين بلخى مولوى ، عطار نيشابورى ،نظامى گنجوى و حافظ ، ساده ترين و زلال ترين مفاهيم عرفانى را دراختيار جوانان غربى شفته فراگيرى معارف اسلامى مى گذارد.
ديميتريو جوردانى درباره آثار عارفان متقدم مورد استفاده در غرب مى گويد: چهره علمى "محى الدين ابن العربى " به عنوان حكيم و عارف جهان اسلام اكنون در غرب به صورت يك شخصيت جهانى مطرح شده و حكمت هاى نهفته در كلام وى يكى از منابع مورد استناد است .
وى مى افزايد: آثار ترجمه شده بزرگان ديگرى مانند ابن سينا، سهروردى مشهور به شيخ اشراِق و ملاصدرا نقطه هاى ارتباط جوانان غربى با مفاهيم عرفان اسلامى بشمار مى روند.
همچنين تأليفات حكيمانه و عارفانه عالمان عصر حاضر مانند علامه مرحوم طباطبايى و آشتيانى انتخاب ديگر جوانان غربى براى برداشتى نوين از درياى عرفان ايرانى است . وعموماً اين آثار از زبان فرانسوى به زبان هاى ديگر غربى ترجمه شده و در دسترس همگان است ولى ارتباط مستقيم با زبان مؤلف (فارسى يا عربى ) به فهم ودرك معناى بيشتر اين متون كمك مى كند.
ديميتريو جوردانى كه كتاب مقدمه اى بر تصوف اثر "عبدالرحمن سليمان " را به زبان ايتاليايى ترجمه كرده و چندين مقاله علمى و فرهنگى نيز درباره اسلام به چاپ رسانده هم اكنون مشغول پژوهش در مورد تأليفات عارفانه شاه احمد هندى است .
وى درباره استفاده جهان غرب و مسيحيت از منابع عرفانى اسلامى و ايرانى مى گويد: بخش اعظم اثر سه جلدى بزرگ موجود در مؤسسه پاپى مطالعات واتيكان مركز مذهب كاتوليك با موضوع تاريخ و جهان عرفان به ايران اختصاص دارد.
وى مى افزايد: جلد نخست اين اثر كه سال 1999 در آمريكا به چاپ رسيده شامل مكاتب عرفان دوره صفويه است و يك جلد ديگر آن نيز مربوط به ديگر دوره هاى عرفان اسلامى ايرانى و حكيمان پارسى است .
ديميتريو جوردانى در مورد برداشت جوانان از منافع عرفان اسلامى ايرانى مى افزايد: جوانان با استناد به آموزش هاى استادان خود و راهنمايى هاى مطالعاتى و فهم تدريجى حكمت هاى نهفته در اين آثار، سطح شناخت معنوى خود از زندگى وحيات بعد از مرگ را ارتقا داده و باورهاى دينى و معنوى اسلام را مى پذيرند.
وى در باره دامنه فعاليت جوانان غربى براى فهم عرفان اسلامى مى گويد: آمار دقيقى از تعداد اين افراد در دست نيست ولى افزايش اين موج ، محافل جوانان علاقه مند به اين علوم و رشد گرايش جوانان به دين اسلام در بسيارى از كشورهاى غربى ، نشانه هاى روشن اين حركت معنوى گسترده است .
وى در پاسخ به سؤالى در مورد تأثير آموزش هاى عرفانى و عقايد اسلامى بر جوانان طالب اين مفاهيم اظهار داشت :وقتى من به دانشجويان علاقه مند فراگيرى اين متون از ويژگى هاى زندگى پس از مرگ و موجودات آسمانى سخن مى گويم آنان به صورت استدلالى پرسش كرده و به اين واقعيات ايمان پيدا مى كنند. 
ديميتريو جوردانى كه در حال تأليف پايان نامه دوره دكترى خود با موضوع "عرفان اسلامى ايرانى " است گفت : موفقيت هاى اين جوانان در زمينه كسب دانش معنوى از دنياى اسلام ، پايان اين راه نيست بلكه تنها آنان را براى رسيدن به آرمان هاى عالى خود پايبندتر مى كند.
اين دستاورد مثبت تنها يك التيام براى زخم هاى عميق روحى و روانى طالبان اين مفاهيم است كه از بحران هويت درغرب رنج مى كشند.
درمان قطعى اين آسيب ها منوط به ايجاد ارتباط شخصى و بدون واسطه جوانان علاقه مند با پروردگار است تا بتوانندعلاوه بر علم و دليل ، با احساس نيز واقعيت ها را عميق تر درك كنند.
اين درك به آنان كمك مى كند تا بتوانند زندگى نفسانى را از هستى معنوى تشخيص دهند و خود را از آنچه كه در غرب به نام آزادى ترويج مى شود ولى در حقيقت ناقض بديهى ترين اصول اختيار است جدا كنند كه اكنون اين روند از سوى جوانان درغرب مورد استقبال قرار گرفته است .
ديميتريو جوردانى كه فارغ التحصيل دانشكده حكمت "لاساپينزا" در شهر رم پايتخت ايتالياست و هم اكنون خود نيز دردانشگاه شهر شمالى "موده نا" تدريس مى كند از موانع متعدد و پيچيده فرهنگ غربى براى جلوگيرى از حركت جوانان براى كسب مفاهيم و معارف عرفان اسلامى ايرانى سخن مى گويد.
وى گفت : تمام تلاش مظاهر فرهنگى و اجتماعى كنونى در جامعه مصرف گراى غربى مبتنى بر جلوگيرى از ادامه اين حركت و گسترش آن است كه فرآيند پيچيده اى اين روند را هدايت و رهبرى مى كند.
وى افزود: نبايد دمكراسى موجود در غرب و آزادى جوامع سرمايه دارى را نشانه كرامت انسانى و مختار بودن افراد براى انتخاب سرنوشت خود بدانيم زيرا دمكراسى غربى واقعيتى پنهان از اعمال قدرت سياسى تسلط جو بشمار مى رود كه تنهاهدف آن محدود كردن اختيار انسان ها است .
دمكراسى موجود در جهان سرمايه دارى با وجود ادعاى آزادى و مردم سالارى درصدد هدايت اجبارى انسان ها به سوى مصرف زدگى و گام گذاردن آنان به راهى بدون هدف است كه تنها دربرگيرنده تضمين منافع سرمايه دارى است .
نظام غربى براى رسيدن به اين هدف خود از تمام امكانات و جاذبه هاى موجود مانند ماديات ، علايق انسانى ، برانگيختن شهوت و انحراف اخلاقى استفاده مى كند كه اين موضوع ، نقطه اصلى تقابل فرهنگ غربى با آزادى و معنويت است .
ديميتريو جوردانى مى گويد: با توجه به اين حقايق ، آزادى ادعا شده كه دموكراسى غربى بر آن استوار شده خود نفى كننده آزادى بشمار مى رود زيرا جوامع غربى در بطن خود هرگونه برخوردارى انسان از اختيار هدفمند و معنوى را سلب مى كنند.
اجزاى موجود در جامعه غربى به گونه اى انسان را محاصره كرده و تحت اختيار مى گيرد كه اكنون شاهد موهوم وغيرواقعى بودن آزادى در جامعه سرمايه دارى غربى هستيم .
وى با توصيف فرهنگ نظام غربى به عنوان حاكميت "ضدآزادى " مى گويد: جامعه سرمايه دارى با حذف قدرت اختيار ازانسان ها براى انتخاب معنويت يا ماديت ، در نخستين مرحله دين مسيحيت را قربانى كرد و هم اكنون شاهد هستيم كسى به نظرات سياسى و اجتماعى پاپ ژان پل دوم رهبر مذهبى كاتوليك هاى جهان توجهى نمى كند.
وى مى افزايد: اكنون تمامى اصول ساختارى غرب ، فرهنگ دينى و اعتقادات مردم را نشانه گرفته و در مدارس غرب به دانش آموزان مى آمورند انسان تكامل يافته ميمون است و حتى مدرسان دينى نيز، اين عقيده را ترويج مى كنند.
به گفته وى ، همچنين اشتباهات تاريخى روحانيون و مبلغان مذهبى در مورد وقايع اجتماعى و مسايل پيش آمده تأثيرات منفى زيادى بر پيروان اديان مختلف بر جاى گذاشته است .
وى در مورد عملكرد كليساى كاتوليك قبل از دوران رنسانس در غرب مى گويد: برخى كاركردهاى غيرمنطقى در آن دوران و همچنين پيامدهاى پس از آغاز رنسانس ، سبب شد مذهب از جريان تحولات سياسى و اجتماعى جامعه حذف شده و حاشيه نشين نظام اجتماعى و سياسى موجود شود.
اما براى گريز از بحران غرب و افزايش گرايش به معنويت اديان ، رهبران مذهبى بايد توانايى هاى خود را افزايش داده وشرايط اجتماعى موجود و نيازهاى عصر جديد را درك كرده تا بتوانند مورد اقبال قرار گيرند. 
وى در بخش پايانى اين گفت وگو به برداشت خود از جامعه اسلامى مطلوب پرداخته و مى گويد: تعاليم مذهبى و دستورات صريح حضرت محمد(ص ) و حضرت على (ع ) اين موضوع را تأييد مى كند كه بهترين انتخاب براى مسلمانان و جامعه اسلامى ، ميانه روى و اعتدال در كليه امور است .
وى به نقل از يك حديث پيامبر بزرگوار اسلام مى افزايد: اگر آخرالزمان كسى حتى به 10 درصد از تعاليم و دستورات دينى عمل كند مانند اين است كه در صدر اسلام اخلا ق و دستورات اسلام را تمام و كامل رعايت كرده است .
وى گفت : انسان هاى امروز علاوه بر اين كه از نظر همت با پيشينيان خود متفاوت هستند همه از پشتكار يكسان برخوردار نيستند و بايد اين موضوع را نيز بپذيريم كه از نظر توان معنوى با يكديگر تفاوت دارند و اين حقايق را بايد درمباحث ديندارى و اجراى دين در نظر بگيريم .
        | 
        | 
        | 
        | 
مقالات عرفان و تصوف

        | 
 مقالات تعلیم وتربیت اسلامی
 

1   نقش معلم در شكوفايى خلاقيت   محمدرضا مطهرى
2   تعليم و تربيت اسلامى   اسد الله طوسى
3   زمينه‌هاى رشد كودك را فراهم سازيم   هاله بهدادفر
4   انسان، متن، اتوريتى   حميد قاسمى
5   ساحت ايمان در حيات بشر   کبرى مجيدى بيدگلى
6   تنبيه از ديدگاه اسلامى   حسينى ‏زاده
7   مسجد و تعليم و تربيت   سيدمهدى سجادى
8   تفريح از ديدگاه اسلام   شهيد بهشتى
9   جوان و آينده نگرى   محمد نيازى
10   كنكاش در هويت: هويت دينى ـ هويت قومى   اُليويه رُوا

        | 
1   جريان شناسى سياسى بنى هاشم پس از قيام عاشورا   على آقاجانى قناد
2   انقلاب مهدى و دگرگونى روابط اجتماعى   محمد حكيمى
3   عقلانيت نجات بخشى در مذهب شيعه   دکتر على فلاح رفيع
4   تقابل انسان دينى با تنگناهاى دنيوى   مهدى جمشيدى
5   اسلام و اومانيسم   احمد بهشتى
6   نقش اسطوره در صحنه سياست   على اسلامى
7   درآمدى بر انسان‌شناسى و مردم‌شناسى   ليدا كاكيا
8   پراگماتيسم چگونه انسانيت را تعليم مي‌دهد   حسين شقاقى
9   فرد در کام دولت   احمد شعبانى
10   ماهيت و امكان انسان‌شناسى فلسفى   حميد اسكندرى
  1 2 3   صفحه بعد
        | 
مقالات تاریخ اسلام

1   قيام توابين (1)   محمدرضا سماك امانى
2   قيام توابين (2)   محمدرضا سماك امانى
3   قيام توابين (3)   محمدرضا سماك امانى
4   براى عبرت تاريخ   دكتر سيد جعفر شهيدى
5   شيخ عبدالكريم حائرى (حوزه علميه قم و توليد علم در سده معاصر ايران)   سيد محمد عيسي ‌زاده
6   مزار بقيع   على اكبر حسنى
7   تاريخ حرم ائمه بقيع (ع) - 1   محمد صادق نجمى
8   تاريخ حرم ائمه بقيع (ع) - 2   محمد صادق نجمى
9   تاريخ حرم ائمه بقيع (ع) - 3   محمد صادق نجمى
10   تاريخ حرم ائمه بقيع (ع) - 4   محمد صادق نجمى
  1 2 3 4   صفحه بعد

                              مقالات مربوط به پیامبر(ص)

رديف موضوع                                                                              تعداد
1 از ولادت تا بعثت 95
2 از بعثت تا هجرت 59
3 از هجرت تا رحلت 128
4 سيماي پيامبر 172
5 اصحاب و اهل بيت 53
6 خاتميت 63
7 ساير موارد 151
8 همه موارد 791

        | 
1   الگوى آرمانگرايى و واقع ‎بينى در انديشه و سيره امام على (ع) جديد   حسن شعبانلو
2   جايگاه کار در سيره امير المؤمنين على (ع) جديد   ژاله تاج الدين
3   روابط و ضوابط در سيره و سخن على (ع) جديد   محمدجواد طبسى
4   سخاوت و بخشندگى على (ع) جديد   سيد محسن امين
5   مصلحت انديشى و تکليف‎محورى در انديشه و سيره امام على (ع) جديد   موسى سليمى
6   نقش اخلاق فردى امام على (ع) در حکومت جديد   سوسن کشاورز
7   اجتهاد در عصر امام باقر (ع)   ابوالفضل هادى منش
8   سيره عملى امام محمدباقر (ع)   سيد محمد كاظم ارفع
9   مبارزات فرهنگى امام باقر (ع)   ابوالفضل هادى ‌منش
10   مهندسى فرهنگى در عصر امام باقر (ع)   على رضايى
  1 2 3 4 5 6   صفحه بعد
        | 
1   جايگاه كار و كوشش در آموزه‏هاى دينى   محمد آصف عطايى
        | 
مقالات ادیان و فرق

1   مسيحيت از نگاه كركگور   کبرى مجيدى بيدگلى
2   مسجد از ديدگاه فرق اسلامى   فاطمه كمالى احمد سرايى
3   ريشه هاى مسيحيت شرق و اسلام   اسقف خريستو ستوموس
4   مسيحيان‌ الله   اولگا زيرويويچ‌ ـ ريپوبليكا
5   مقايسه اى در اعتقادات اسلامى _ مسيحى   كريستينه شيرماخر

 

        | 
1   راه هاى درونى كردن مفاهيم اخلاقى   محمد سبحانى نيا
2   فلسفه اخلاق   حسن معلمى
3   محبت راز دلربائى اسلام   سيد مصطفى محقق داماد
4   تقويت امانتدارى مهمترين نياز جامعه   عبدالكريم پاك‏نيا
5   معيار تمايز مفاهيم اخلاقى از غير اخلاقى   امام موسى صدر
6   هفت گام   جواد محدثى
7   بيت ‌الغزل انسانيت   جوادى آملى
8   توكل؛ تكيه گاهى براى اهل دل   رضا شريفى
9   راهكارهاى پيشگيرى و مبارزه با گناهان   جواد حسينى‏
10   عزادارى و انتظار   محمد شجاعى
  1 2 3 4 5   صفحه بعد
        | 
بادامدرخت بادام به بلندي 8 متر مي رسد . درختي است زيبا كه از زمانهاي قديم در نواحي مركزي و غربي آسيا مخصوصا افغانستان و ايران ، سوريه و فلسطين پرورش مي يافته است . بادام بسيار قوي است . اين درخت مي تواند حتي با كمي رطوبت نيز رشد كند . برگهاي آن بيضي ، باريك ، نوك تيز و به ... ...


ادامه مطلب
        | 
پژوهش گرى پر مايه در عرصه‏هاى گوناگون انديشه اسلامى

 پروفسور «توشى هيكو ايزوتسو»، استاد ممتاز دانشگاه «كيو» ژاپن، زبان‏شناسى، قرآن پژوه، اسلام‏شناس و فيلسوف معاصر، در چهارم ماه مى‏1914 م. در شهر توكيو ديده به جهان گشود. وى در سال 1973م. موفق به اخذ مدرك كارشناسى ارشد از دانشگاه كيو گرديد و در سال 1960م. دكتراى خود را در ادبيات و زبان‏شناسى از وزارت آموزش و پرورش ژاپن دريافت كرد. ايزوتسو بعد از اخذ دكترا...


ادامه مطلب
        | 
 در جست‏وجوی سرچشمه‏های ناب عرفان اسلامی

ویلیام چیتیك در سال 1943م.(1322ش.) در شهر میل فورد، از توابع ایالت كنتیكت آمریكا در خانواده‏ای با مذهب پروتستان دیده به جهان گشود. دوران دبیرستان را در زادگاه خویش سپری كرد و بعد از گذراندن این مقطع تحصیلی، وارد دانشگاه گردید و در رشته تاریخ در كالج وستر به اخذ مدرك كارشناسی نایل آمد و چون احساس نمود مطالعات تاریخی در خصوص مشرق زمین و خاورمیانه، نیاز مبرمی به دانستن زبان عربی دارد، برای فراگیری آن به...


ادامه مطلب
        | 
 اسلام خاستگاه تفاهم و مدارا

برخي مد عيان و داعيان غربي پلوراليسم مانند "جان هيك" بر اين پندارند كه لازمه "انحصارگرايي ديني"، عدم مدارا و نفي زندگي مسالمت آميز با پيروان اديان ديگر است. برخي از مترجمان و نويسندگان بومي نيز سخن از ناسازگاري يا تقييد اصل مدارا و تسامح با اصل "انحصار صراط مستقيم به اسلام" رانده اند.
نگاهي به كتاب و سنت، بطلان توهم فوق را آشكار مي سازد. از باب نمونه به برخي... ...


ادامه مطلب
        | 
  خاتميت و كمال دين اسلام    

مسلمانان، بر اين عقيده اتفاق و اجماع دارند كه پيامبر گرامي اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ آخرين و برترين پيامبر الهي؛ و شريعت اسلام، آخرين و كامل‎ترين شريعت آسماني است. اين عقيده از ضروريات دين اسلام به شمار مي‎رود و هر كس آن را انكار كند، در حقيقت... ...


ادامه مطلب
        | 
جامعيت دين اسلام     دين جامع همه علوم و معارف بشري است و در همه عرصه‌هاي زندگي مادي و معنوي، همه مسايل نظري و عملي را در سطح كلان و جزيي بيان مي‌كند و تعاليم آن ما را از هرگونه تلاش فكري در شناخت انسان و جهان و ابعاد مختلف زندگي بي‌نياز مي‌كند. و لذا دين نظام‌هاي لازم جهت... ... 
ادامه مطلب
        | 

حالات زمان مرگحالات زمان مرگ

 مرگ مهم ترين دغدغه انساني است؛ زيرا با هر زندگي مرگي زاده مي شود و هر چيزي كه نام زندگي دارد مرگ را هم آغوش خود دارد. از اين روست كه مفهوم زندگي و مرگ به هم وابسته اند و هر جايي كه زندگي وجود دارد مرگ نه در كنار و بيرون آن بلكه در درون آن در انتظار دمي است تا بتواند... ...


ادامه مطلب
        | 
     عدل الهي

 در فرهنگ‎هاي لغت عربي براي عدل معاني يا كاربردهايي ذكر شده است كه مهمترين آنها عبارتند از: تعادل و تناسب، تساوي و برابري، اعتدال يا رعايت حد وسط در امور، استوا و استقامت.[1] مي‎توان گفت: جامع معاني يا كاربردهاي ياد شده اين است كه هر چيزي در جايگاه متناسب خود قرار گيرد به گونه‎اي كه سهم مناسب و شايستة خود را از هستي و كمالات آن دريافت كند و به... ...


ادامه مطلب
        | 
جبر و اختيار     انسان مختار

      يكي از مسائل متفرع بر عدل و حكمت الهي، مختار بودن انسان در افعالي است كه در مدار تكليف قرار گرفته، و انسان بر آنها ستايش و نكوهش مي‎شود؛ زيرا تكليف نمودن انسانِ مجبور و ستايش و يا نكوهش او بر كاري كه از وي صادر گرديده قبيح و نارواست، و به مقتضاي اصل عدل و حكمت... ...


ادامه مطلب
        | 
انسان و سرنوشت قضاء و قدر

      اين بحث از مسائل ديرينه‎اي است كه همواره بشر در قديم‎الايام در تمام تمدن‎ها به صورت يك مسئله شاخص و بارز با آن روبه‎رو بوده است. پس از ظهور اسلام در همان قرن اوّل هجري، در ميان متكلمين اسلامي و حكماء بحث و گفت‌وگو در اين مسئله رواج داشته است كه از آن زمان تا به حال، عقايد و آراء متفاوت و متضادي در اين زمينه ارائه شده است، كه اين خود سبب... ...


ادامه مطلب
        | 
ربوبیت مطلق الهی و اراده انسان 

 

      دگر گونی هایی که همواره در پدیده ها رخ می دهند،حاکی از آن است که خداوند لحظه به لحظه شئون پدیده ها را تدبیر می کند و همه تغییرات،کمالات و یا کاستی هایی که در پدیده ها به وجود می آید- و در کل،تکاملی که در سیر عمومی جهان آفرینش دنبال می شود- از اراده و ربوبیت پروردگار عالم سر چشمه می گیرد. پیشینیان تصور می کردند که... ...
ربوبیت مطلق الهی و اراده انسان

ربوبیت مطلق الهی و اراده

 

 


ادامه مطلب
        | 
بررسي شرور و تفاوتها
ادامه مطلب
        | 
تفاوت ها و عدل الهی


ادامه مطلب
        | 
  

خبرگزاري فارس: واكنش مفسران، مترجمان و قرآن پژوهان به اظهار نظر اخير عبدالكريم سروش درباره مخلوق بشري بودن قرآن كريم همچنان ادامه دارد، از آخرين واكنش‌ها پاسخ ابوالفضل بهرامپور مترجم و مفسر قرآن كريم به سروش است.در جوابيه ابوالفضل بهمرامپور آمده است: ... ...

 


ادامه مطلب
        | 

ادامه مطلب
        | 

ادامه مطلب
        | 
گل نرگس


ادامه مطلب
        | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM